تبليغاتX
دست خالی بیرون نمی رید!

دست خالی بیرون نمی رید!

برای شما سرگرمی برای ما خاطره
بازم...
سلام

من اومدم باز

سرسری یه کنکور دادم قبول شدم!!!

میرم آبیک قزوین، رشته ICT کاربردی(کارشناسی)

بد نیست ولی یک کم از کار افتادم

ولی چه بهتر شد یک کم

دوستای جدید پیدا کردم

چیزی که خیلی دارم!!!

ههه ولی بار علمیم داره میره بالا

این رشته رو خیلی دوست دارم

حالم بهتره

می خندم

حرف میزنم

ولی آروم نمیشم

نمیدونم چراااااااا؟؟

وقت ناهار تمومه

فلا


+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت13:52توسط Decoder |
salam
salam

man hanooz hastama!

doa konid to kar va dars movafagh besham

weblog kochoo sharmande hanooz male kasi nashodia!

be khoda khodamam khili daram sakhtio tanhai mikesham

eshkal nadare be omid khoda

tavakol bar khoda

+نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت13:45توسط Decoder |
اميد به زندگي
سلام

منتظر يك خبر خوش و يك شيريني عالي از من اينجا باشيد.

شايدم شد يك خبر بد!

فعلا معلوم نيست به هر حال منتظر يك خبر باشيد ديگه

موفق باشيد

+نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت19:46توسط Decoder |
غمنامه (دل نوشته)
یک سال نبودیم تو جامعه اینترنت ایران قیمت ها چقدر رفته بالا..!!!

تا همین پارسال ما یک دومین .com خریدیم 3000 تومان حالا همونو میخوام تمدید کنم میگه 12000 تومان!!! واقعا تورم به این میگنا!!! هاست رو که نگو ، من اصلا بیخیال هاست خصوصی شدم میرم یک جا جور می کنم. حالا چقدرم سایت ما پر باره...!!! 50 مگا بستشه. تازه اونم زیادشه 1مگ کافیه!


حیف دومینم میاد و گرنه اصل بیخیال می شدمش. خودمم که نرفتم تو کار هاست و دامنه حداقل یک سرور واسه خودم می گذاشتم تمام پسوندهای دیکدر رو واسه خودم ثبت میکردم!!!

امروز مثلا قرار بود یک روز خوب باشه ولی خیلی خراب شد ، کار بدی هم که نکردم پس چرا اینطوری شد خدا میدونه؟

مهم نیست فردا روز بهتریه مطمئنم

+نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت22:7توسط Decoder |
چند کلام
سلام

میگم اگه این night-skin نبودا من می مردم از بی قالبی دستشون درد نکنه قالبهای خیلی زیبایی می زارن و فوق العاده جدید! این قالب محرم هم از کارای همون سایته.


محرم اومده و همه دارن آماده میشن برای عزاداری من که اینقدر سره خودمو شلوغ کردم اصلا نمی فهمم دورو برم چه میگذره باور کن اگه این هیئت ها رو تو خیابوون نمیدیدم باورم نمیشد محرم اومده و من نفهمیدم!!!


دیگه حوصله آپ کردن ندارم، بیچاره سایت اصلیم(Ramzgosha) همون جوری اونجا افتاده وقت و حوصله ندارم تا مطلبای مربوط به الکترونیک و کامپیوتر رو توش آپ کنم، فقط دومینش به ناممه اونم چند وقت دیگه اجارش فسخه!  تو رو هم به زور میآم می بینم و چهار کلام می نویسم اونم از روی ... مهم نیست.

بعد از عید می خوام بشینم فقط بکوبم واسه درس! حروم شدم من به خدا با این کارام، بگو آخه بچه بشین درستو بخون تو رو چه به کار آخه!

اگه بعد از اینکه کاردانیمو بگیرم از کنکور جا نمیموندم و ساله بعدشم کنکور و سر سری نمی گرفتم و فقط چند روز درس نمی خوندم واسه کنکوره به این سختی، الان تو سن 20 سالگی مهندسی برق مو داشتم! البته دست مسئولان هم درد نکنه با این ظرفیت دادنشون به ما که تهران فقط یک 30 نفر بر می داشت اونم شبانه!!! 

ولی امسال دیگه درستش می کنم.

نمی دونم چرا این حرفا رو به تو میگم وبلاگ کوچولو!؟ خوب شاید چون کسه دیگه ای نیست که بهش بگم!

شب بخیر (بازم خستم و خیلی تنها)

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت21:36توسط Decoder |
کنکور آزاد 87
سلام

امروز دوشنبه 1387/9/25 کارتهای ورود به جلسه آزمون آزاد رو برای بچه های کارشناسی ناپیوسته توزیع کردند.

من خودم شرکت نکردم ولی دوستام شرکت کردن منم به خاطر اونا اخبارشو پیگیری می کنم.

انشاا... که همشون قبول می شن با یک دل سرشار از عشق به علم میرن دانشگاه ( نه فقط عشق به مدرک!)

موفق باشید.


+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت21:4توسط Decoder |
سلام

خیلی وقته آپ نکردم! سر گرم کارم.

خبر خوب اینکه خیلی بچه خوبی شدم!

هیچ کسی رو هم اذیت نمی کنم!

رابطمم دارم دوباره با خدا جونم خوب می کنم، البته رابطم خوب بوداااااااا ولی یکم... خوب دیگه جوونیه و هزار جور شیطنت و خرابکاری!

خلاصه اوضاع خیلی خوبه...

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت22:9توسط Decoder |
یک حقیقت تلخ از خانم مریم حیدر زاده!
یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
 یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
 یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
 می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
 یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
 اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
 بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
 انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
 یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
 اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
 یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
 اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
 یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
 یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان
 یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
 یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
 یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
 یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
 یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
 یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
 یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
 تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
 یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
 یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
 یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
یکی از واحدای بالای برجشون می گه
یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
 یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
 یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
 یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
 یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره
 یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
 یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
 دخترک می گه خدا چرا ما .... مادرش می گه
 عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
 یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
 هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
 یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
 می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره
 بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره
 یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
 پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
 یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
 راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم
 ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟
بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
 یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
 این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
 خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
 همه چی دست اونه ،‌ربطی به شعرا نداره
 آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
 با نمی شه ، با نمی خوام ،‌با نشد ، با نداره
+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت21:46توسط Decoder |
شعر یادته از مریم حیدر زاده
روزای خیلی طلایی یادته؟

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟

روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟

شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟

عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟



دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟

چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟



رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟



عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته

دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟

واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟





یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟

گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟

حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟

پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟

گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟

دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟





دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟

فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟

واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟

یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟

زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟

یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟

فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟

پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟

نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟

طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟

فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟

چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟

چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟

یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟
گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟

حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟

حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟

چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟

حالا اومدم، همون جا وایسادم؛

حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم

دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و

اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما

حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته

شعر من بده ولی، زیادته

اگه دوست دارید اطلاعاتی رو که دانشنامه جهانی آزاد ویکی پدیا در مورد خانم مریم حیدر زاده نوشته رو ببینید روی لینک زیر کلیک کنید.
مریم در ویکی پدیا
+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت21:43توسط Decoder |
شکایت
میگم این وبلاگ چقدر طرفدار داره ها خودم موندم پهنای باندش چنده که جوابه این همه بازدید رو میده؟!
میگم دوستان لطف می کنید اگه یک  نظرکی برای ما هم بزارید دلمون خوش باشه!
بازم هر طور راحتید بد نیست یک حرکتی هم به انگشتاتون بدین واسه قلب میگن مفیده!
موفق باشید
+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت21:21توسط Decoder |

RSS